نوشته شده توسط:نسیم
امروز ناهید هم حسابی از دست من کلافه شد و دادش در اومده بود؛ آخه دو ساعت و نیم از این پاساژ به آن پاساژ و از این مغازه به آن مغازه اونو دنبال خودم خِرکش کردم و هر چی نِق زد که عجله کنم به حرفاش توجّهی نکردم حتّی وقتی برای خرید تنقّلات بال بال میزد، یک بستنی هم مهمونش نکردم؛ امّا بعد از اینکه حسابی حالش رو گرفتم بالاخره سر و کلّه یک پیتزا پیدا شد و با حساب بنده ما را مهمان خودش کرد؛ آخه اونقدرا هم بیمرام نیستم.شاید حدود 40-30 تا مغازه را تاب خوردیم تا این که بالاخره این دو لنگه عروس ما را به غلامی قبول کردند و قال قضیّه کنده شد. هم ناهید نفس راحتی کشید و هم من از دست نق زدنهاش راحت شدم. آره من دوست دارم همیشه جذّاب و بهترین باشم یعنی به قول بچّهها گفتنی باکلاس باشم. همین حسّه که منو سه چهار ساعت تو پاساژ و خیابونها الّاف میکنه و باعث میشه چشمای من کفشها را ببینه و از هیچ کدام به این راحتی عکس نگیره و خلاصه انتخابم مثل شب یلدا طولانی بشه. بعد از چند ساعت رسیدم در خانه؛ زنگ را زدم؛ پدرم آیفون را برداشت وگفت: "کیه؟" خیلی خسته شده بودم با لحن تندی گفتم: "باز کن دیگه منم" در را باز کرد وقتی چشماش به چشمای من افتاد پرسید کجا بودی؟ همینطور که داشتم به اتاقم میرفتم گفتم:"کفش خریدم." گفت:"ای کاش همین وقتی که برای انتخاب بهترین کفش صرف کردی، یک صدمش را صرف انتخاب بهترین گفتار و رفتارت میکردی"
نوشته شده توسط:نسیم
در کشورهای دیگر آرایش کردن بیشتر در میان زنان مسنّ(پیرزنان) دیده میشود و دختران و بویژه دانشجویان اصلا خود را آرایش نمیکنند امّا در کشور ما عکس این روش اتّفاق افتاده و استفاده از وسائل آرایشی به حدّی است که در جهان دارای رتبه هفتمیم و حتّی کمکم دبستانیها هم چشم و گوششان باز شده است.
واقعا در این مساحت یک در یک وجب صورت چقدر باید موادّ آرایشی مصرف شود تا چنین رتبهای را کسب کنیم. جا دارد چند کارشناس جهانی بیایند و اعجاز دختران ایرانی را بررسی کنند. البتّه به نظر من چند دلیل میتواند داشته باشد:یکی اینکه پیری زودرس در ایران زیاد شده و دختران ایرانی زود پیر میشوند و اصلا مسأله جوّگیرشدنشان تابلو نیست؛ دوّم اینکه گاهی پسران یا همان جوانان برومند رفع افسردگی کمی میمالند و مقداری کم و زیاد میکنند؛ سوّم اینکه از بس دختران ما متدیّنند وقتی فهمیدهاند که بهترین زن کسی است که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را، با خودشان گفتهاند ما که تمام بدنمان را باید بپوشانیم فقط میماند همین یک وجب صورت که آن را هم با چند لایه میپوشانیم تا حجابمان کامل شود. اصلا این رتبه هفتم جهان شوخی نیست دختر و پسر دست در دست هم نهادهاند به مهر تا به این درجه رسیدهایم لذا باید از تمامی کسانی که ما را یاری کردهاند اعمّ از دختران روکشدار و پسران مادّهشکل تشکّر ویژه به عمل بیاوریم و البتّه در نهایت عرض کنم که مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطّار بگوید.
نوشته شده توسط:نسیم
گرگی عاشق خرگوشی شد عشقی پاک پاک. نامه فدایت شوم به خرگوش نوشت و زوزه های عاشقانش دل سنگ را کباب می کرد. کم کم خرگوش خانم باورش شد که گرگ نه تنها نیّت خرابی نداره بلکه واقعا خراب خرگوشه.
وقتی دید آقا گرگه اینقدر بی تابه و داره بال بال میزنه، ترسید که بچّه مردم با تیشه، بیستون را رو سر خودش خراب کنه، دل به دریا زد و با چشمکی چراغ سبز نشان داد. اینجا بود که قصّه وصل آغاز شد.
روزها گذشت و دوستی آنها ادامه پیدا کرد. عشق آنها درجملاتی خلاصه می شد که از قلب بر زبان جاری شده و البتّه در همین حدّ ترمزش کشیده می شد. گرگ اصلا دوست نداشت با نظر بد به خرگوش نگاه کنه امّا گاهی اوقات وقتی گرسنه بود خرگوش رو کباب بختیاری می دید اینجا بود که دلش می لرزید و آب از لب و لوچش آویزون می شد، ولی با هر سختی بود دندان روی جیگر می گذاشت و به روی خودش نمی آورد؛ امّا بالاخره یک روز که حسابی گرسنه بود طاقتش طاق شد و خرگوش خانمش را یک لقمه چپ کرد.
خداوند کشش میان دختر و پسر را ایجاد کرده و زندگی بدون آن سرد و بیروح است زیرا این جاذبه واقعا در روابط زن و مردی که میخواهند عمری در کنار هم زندگی کنند موثّر بوده و بقاء نسل بشر را تضمین میکند.
البتّه این کشش اگر در راه صحیح خود استفاده نشود می تواند ضررهای جبران ناپذیری در پی داشته باشد؛ مثلا در رابطه میان دختر و پسر هر چند با عشقی پاک آغاز شود ولی به جهت این نیروی جاذبه احتمال آلوده شدن به گناه بسیار زیاد است و کسی نمیتواند خود را در زیر باران قرار دهد و انتظار خیس شدن نداشته باشد. البتّه اگر رابطهای ایجاد شد باید چه کرد، مسئلهای است که میتواند زمینهای برای صحبتهای آینده باشد.
دو لنگه عروس دوشنبه 13 اردیبهشت 1389
آرایش پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389
روابط خرگوشی ممنوع شنبه 4 اردیبهشت 1389
تولّد تو جمعه 3 اردیبهشت 1389
اولین تجربه یک دختر دبیرستانی چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389
برداشت شما از این عکس؟ دوشنبه 30 فروردین 1389
انسان به رنگ زن یا مرد دوشنبه 23 فروردین 1389
زنان با عینک مردان پنجشنبه 19 فروردین 1389
لیست آخرین پستها
تبلیغات 